بارون

 ببار ای ابر بهار

با دل و به هوای زلف یار

ببار ای بارون

داد و بیداد از این روزگار

ماه رو دادن به شب های تار

ببار ای بارون

ای بارون ای بارون ای بارون  

بر کوه و دشت و هامون ببار

 ببار ای بارون ...... ببار

                                     باصدای استاد شجریان

انتظار مکتبی است که به نوعی پالایش در رهایی از مرز تیرگی و تردیدها و ورود به دشت ملکوتی یقین و روشنی ها را سبب می شود.

                                               * یا حق *

 

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

حق...!

گلبرگ

ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید این گیسو پریشان کرده بید وحشی باران یا نه دریایی‌ست گویی واژگونه بر فراز شهر، شهر سوگواران هر زمانی که فرو می‌بارد از حد بیش ریشه در من می‌دواند پرسشی پیگیر با تشویش رنگ این شب‌های وحشت را، تواند شست آیا از دل یاران چشم‌ها و چشمه‌ها خشکند، روشنی‌ها محو در تاریکی دلتنگ، همچنان‌که نام‌ها در ننگ هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد آه باران ای امید جان بیداران بر پلیدی‌ها که ما عمری‌ست در گرداب آن غرقیم آیا چیره خواهی شد؟

ماندانا

گاهی می مونن..گاهی هم نه..گاهی منتظریم بمونن و نمی مونن..گاهی هم...

مائده

سلام.ممنون كه اومديد.بازم بياين[لبخند][گل]

شهربانو

سلام خدا به والدین مهربان شما و همه مان عمر طولانی با سلامتی و دلخوشی عطا کند

yasetti

ســــــــــــــلام: زیر بارون اما به چه حالی ای؟ خیلی وقت است از کلام ات نخوانده بودم باز ببار بر صفحه ات ..ببار

بيتا مشرقي

تمام مطالب رو خوندم و بجز افسردگي و ناراحتي نتيجه اي برام نداشت . پيشنهاد مي کنم بري خودتو به يه روانپزشک معرفي کني . خيلي گناه داري. دلم برات ميسوزه.گریه][وحشتناک][گریه]