ره نيستی ......

از اینکه ایامی به دور از این دایره ی مهر و یاد و علم بزرگواران و دوستانی که به بهانه ی این صفحه ی الکترونیکی با آنان در تعامل هستم، در گذر شد، بر خود پشیمان و متأثرم؛ امید است از آنچه به بعد، به پیش می روم شاگردی ممتاز در مکتب یادگیری این گران قدران باشم. ان شاء الله<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

اما آنچه مهم یافتم در این دوره، که هر آزمایش و امتحانی، درجه اهمیت و قدر و بهای آن، بهانه ای است که دلیلش وجود امتحان می شود و این خود ارزیابی بسیار ناچیز در برابرش.

 

قسمی از این سنجش اهمیت ها در طول عمر و در موقعیت های متفاوت را، می توان با فاکتور زمان و یا تغییر درجه ی ارزش آنان، از سر گذراند و در صورت عدم توفیق و یافتن نمره ی قبولی، آنان را به وادی نسیان سپرد ؛

ولی در بخش دیگر، نبرد و خاطره هایی هستند که حک آنان بر لوح ذهن و جان از بدایت وجود، مشتعل خواهد شد و تا نهایت خروج، به عنوان سند بودن ها و شدن های آدمی، جاویدان می مانند. گفتن و تفکر در پیروزی این جدال سخت و حساس، یگانه غایت اهداف این بشر خاکی است؛ طریقی که پستی و بلندی پیمودنش، دلهره ها بر دل آدمی می افکند تا بدانجا که عاجزانه، دستان مدد به سوی آگاهان نقشه ی راه دراز می کند و ملتمسانه طلب مساعدت می جوید.

 اگر چه برای هر روح و اندیشه، یک شمارشگر ایام و نفس هاست بسوی پایان این جاده، ولی در وجود هر یک از ما،از همان ابتدا، قانونی روشن است که رخصت می دهد با بودن و یافتن جرقه ها و رموزی دیگر از این فتح، در یک بیدار برای شدن همچون تو، پیوندی جهت عروج بیابی.

 

حال، یافتن این سر گمشده ی تکامل، خود بهایی برای گوشه ای از شدن می شود و پیدا کردن قسمتی از همان جاده ی رسیدن به نهایت.

کیست آن عظمتی که تو را ، نه به خود که حتی به سرحد پایان،راهنماست میان این خیل بودن نقطه ها.

این اشاره تو را به خود و با خود در میان می اندازد، حرب و جدالی که شیرینی و حلاوت فتحش به تمامی صعوبات و خطورات پیکارش،برتری می جوید.

 اینجاست که تو تنها می شوی و جز خود هیچ کس را نمی بینی و حالا باید در این محکمه، بارها و بارها خود را از ابتدای پیدایشت، بسنجی و با ترازوی این عدلیه، میزان کنی و هر چه ناخالصی

است، بزدایی و بر قیمت خود بیفزایی، تمام ناپاکی ها را در مقابل خلوص نیاتت به کام مرگ بسپاری، تا بدانجا که بدست آری این کلید گنج وجودیت را ، که باید چه بایدهایی را بر خود ملزوم کنی تا به سعادتجاودانی و معراج قایل شوی.

بدان ، آن لحظه، روز بهشت است برای تو و آن یگانه یاوری که به واسطه ی تو نیز، او همراه تو با همان مرکب، به آن مقصد می رسد.

 

بله ، این یک امتحان و آزمون است که چه شیرین، باید با تمام دلهره هایش بر روی پله هایش قدم بگذاری و عبور کنی.

                               

 " به شوق رفتن یک دوست به یکی از صحنه های امتحان زندگی"

                                                                                          * یا حق *

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
Golden Earning

سلام . من واقعا لذت مي برم اين وبلاگ نويس ها رو مي بينم که اينقدر مطالب جالب مي نويسن . اگر مي خواي راه کسب در آمد از اينترنت بدون نياز به سرمايه اوليه ياد به گيري يه سري اونورا هم بيا.

NoBody

سالام خلی به من لطف داشتی ولی من گمان نکنم لياقت اش رو داشته باشم مطلب ات رو خواندم بسيار زيبا بود

محمد.ب

صدای غربت در اوج قربت داره توی وبلاگت گوش کوير رو کر ميکنه ... صدايی آشناست ... من که اولين بار بود وبلاگت رو ميديدم... لذت بردم ...---- > صدای پای مدی نامريی رو بر سکوی پرتاب عشق ميتونم بشنوم... يا حق

پمي

قرار بزرگ و غير سياسي وبلاگ نويسان اهوازي . پنج شنبه 18 تير ساعت 8 و نيم بعد از ظهر . جنب بازار مرو كيانپارس .

leila

سلام...نوشته تون که معلوم بود از ذوق و استعداد خودتون سر چشمه ميگيره برام جالب و در خور تحسينه..کاش آدمی يک لحظه خود و علت آمدن به اين دنيا را فراموش نميکرد..

رفوزه

سلام. اول از همه اينکه ما شاگرد کوچک کلاس بزرگ شماييم. دوم هم از نوشته هاي خوبتان در اين وبلاگ سپاسگذارم . مطالب ارزنده اي مي نويسيد. جمله ي آخرتون خيلي زيبا و پرمعنا بود. ان شاالله توفيق اين رو داشته باشيم که در رکاب ياران در صحنه هاي امتحان زندگي حضور يافته و موانع و سختي هاي اون رو پشت سر بگذاريم و به موفقيت نائل شويم. موفق باشيد

فيصل منصوري

سلام دوست عزيز خيلی ممنون هستم که پيام گذاشتيد راستی شما چطور امتحانات شما تمام نشد