عصيان مطلق




 

                  

 


٢٩ شهریور ۱۳۸٤

شب هايم....

در این زمانه های نزدیک،که گاه و بی گاه در کوچه پس کوچه های نمین و گلی شب های مسکوت و خاموشم ،به همراهی یگانگی ام پرسه می زنم؛ از چه تندیس های به فروغ رفته ای که در کناری به خواب سنگین و از غبار فرو نشسته ای آرمیده اند، که گذر نمی کنم....

آیا اینان، همان هایی اند که طنین حقانیت اسطوره بودنشان،گوش هر عابری را به استواری اصول و عقایدش به لرزه می افکند....

نه و باز هم آری،هراسانم از تکرار ایستادن های متحیرانه ام بر فاصله و تفاوت ها...؛شاید که گزمه ی شبگردی مرا به جرم تأمل،توقیف از شدنم نماید.....

ولی خوب می دانم که واهمه ها از من خوشتنم نشأت می گیرد؛

از رگبار هذیان ها در تب این پاییزها......

                                                                         * یا حق *

 

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


template designed by www.IranTemp.com