عصيان مطلق




 

                  

 


۱٢ تیر ۱۳۸۳

ره نيستی ......

از اینکه ایامی به دور از این دایره ی مهر و یاد و علم بزرگواران و دوستانی که به بهانه ی این صفحه ی الکترونیکی با آنان در تعامل هستم، در گذر شد، بر خود پشیمان و متأثرم؛ امید است از آنچه به بعد، به پیش می روم شاگردی ممتاز در مکتب یادگیری این گران قدران باشم. ان شاء الله

 

اما آنچه مهم یافتم در این دوره، که هر آزمایش و امتحانی، درجه اهمیت و قدر و بهای آن، بهانه ای است که دلیلش وجود امتحان می شود و این خود ارزیابی بسیار ناچیز در برابرش.

 

قسمی از این سنجش اهمیت ها در طول عمر و در موقعیت های متفاوت را، می توان با فاکتور زمان و یا تغییر درجه ی ارزش آنان، از سر گذراند و در صورت عدم توفیق و یافتن نمره ی قبولی، آنان را به وادی نسیان سپرد ؛

ولی در بخش دیگر، نبرد و خاطره هایی هستند که حک آنان بر لوح ذهن و جان از بدایت وجود، مشتعل خواهد شد و تا نهایت خروج، به عنوان سند بودن ها و شدن های آدمی، جاویدان می مانند. گفتن و تفکر در پیروزی این جدال سخت و حساس، یگانه غایت اهداف این بشر خاکی است؛ طریقی که پستی و بلندی پیمودنش، دلهره ها بر دل آدمی می افکند تا بدانجا که عاجزانه، دستان مدد به سوی آگاهان نقشه ی راه دراز می کند و ملتمسانه طلب مساعدت می جوید.

 اگر چه برای هر روح و اندیشه، یک شمارشگر ایام و نفس هاست بسوی پایان این جاده، ولی در وجود هر یک از ما،از همان ابتدا، قانونی روشن است که رخصت می دهد با بودن و یافتن جرقه ها و رموزی دیگر از این فتح، در یک بیدار برای شدن همچون تو، پیوندی جهت عروج بیابی.

 

حال، یافتن این سر گمشده ی تکامل، خود بهایی برای گوشه ای از شدن می شود و پیدا کردن قسمتی از همان جاده ی رسیدن به نهایت.

کیست آن عظمتی که تو را ، نه به خود که حتی به سرحد پایان،راهنماست میان این خیل بودن نقطه ها.

این اشاره تو را به خود و با خود در میان می اندازد، حرب و جدالی که شیرینی و حلاوت فتحش به تمامی صعوبات و خطورات پیکارش،برتری می جوید.

 اینجاست که تو تنها می شوی و جز خود هیچ کس را نمی بینی و حالا باید در این محکمه، بارها و بارها خود را از ابتدای پیدایشت، بسنجی و با ترازوی این عدلیه، میزان کنی و هر چه ناخالصی

است، بزدایی و بر قیمت خود بیفزایی، تمام ناپاکی ها را در مقابل خلوص نیاتت به کام مرگ بسپاری، تا بدانجا که بدست آری این کلید گنج وجودیت را ، که باید چه بایدهایی را بر خود ملزوم کنی تا به سعادتجاودانی و معراج قایل شوی.

بدان ، آن لحظه، روز بهشت است برای تو و آن یگانه یاوری که به واسطه ی تو نیز، او همراه تو با همان مرکب، به آن مقصد می رسد.

 

بله ، این یک امتحان و آزمون است که چه شیرین، باید با تمام دلهره هایش بر روی پله هایش قدم بگذاری و عبور کنی.

                               

 " به شوق رفتن یک دوست به یکی از صحنه های امتحان زندگی"

                                                                                          * یا حق *

 

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


template designed by www.IranTemp.com