عصيان مطلق




 

                  

 


۱۳ آبان ۱۳۸٥

 

آرامش و امنیت ...

 

باب اول :اجتماع و فرهنگ عامه

 

در فرهنگ لغات برای تعریف بیشتر واژه آرامش،کلماتی همچون آرام شدن،آسودن و سکون آمده است .

سکون در معنای نبودن عوامل بحران زا و تشویش آفرین است و نه در باب رخوت و جاماندگی؛تا جایی که به عنوان ساده ترین و مهمترین شرط حرکت در راستای رسیدن به هر هدف و در چارچوب هر دستگاه و نظام مشخصی، به حساب می آید؛

و نبود آن،باعث پیدایش ترس و عدم استقرار و بهم ریختگی عوامل نتیجه زا و هرز رفتن تلاش ها و  در نهایت نرسیدن به موفقیت خواهد بود .

اما در جامعه کنونی ما،دیری است شاهد افزایش نگران کننده تهدید و خشونت،رفتارهای ناشایست و به طور کل آسیب های شخصیتی فراوانی هستیم؛چهره ها غالبآ مضطرب و افراد در بسیاری از اتفاقات و حوادث کاملآ بی تفاوت نشان می دهند؛آمار ناامنی و آزارهای اجتماعی تا بدان جا بالا رفته که در عادی ترین اماکن عمومی،حتی مردان نگرانی وقوع برخورد با اشخاص ناسالم و خلافکار و مزاحم و آسیب پذیری از آنان را دارند،چه رسد به زنان ...!!!

گواه این ادعا،افزایش بی رویه حضور نیروهای پلیس در عادی ترین اجتماعات شهری است که خود جزء موارد استرس زاست .

از مهمترین عواملی که برای پیدایش چنین وضعیتی می توان برشمرد؛گم بودن حلقه مدون آموزش و تربیت در ردیف سنی کودکان و جوانان یک اجتماع است،چرا که ذهن های شاداب و آماده یادگیری آنان قادر به پذیرش سریعتر و آسانتر اصول و روش های صحیح و معقولانه روحی و روانی در مقابله با مشکلات ناگذیر زندگی است .

برای پرورش افراد با برخورداری از اندیشه و مهارت های عالی رفتاری و شخصیتی،نیاز به بودن و اجرای برنامه و دستورالعمل جامع،علمی و پیشرفته فرهنگی توسط دست اندرکاران و افراد دولتی و حکومتی است تا با در دست داشتن ابزارهای قانونی و البته ردیف های درآمدی به هزینه در این قسم بپردازد و با ایجاد و بسط بسترهای فرهنگ ساز،به تزریق آنچه مطلوب است نایل شوند ...

حال سوال اینجاست که آیا دولت به عنوان متولی آنچه ذکر شد،در طول مدتی که زمام امور را در اختیار گرفته تا چه میزان به انتظارات و حتی وعده های آغازین خود جامه عمل پوشانده است ؟؟؟

چگونه با این تغییرات طوفان وار و آنی که به هیچ عنوان اجازه برداشت متفکرانه از این عزل و نصب های مدیران را به ذهن های قاضی نمی دهد،می توان انتظار پیشرفت دستگاه و اداره ای را در جهت فرهنگ سازی داشت ؟؟؟!!!

آیا این گم شدگی اهداف و عدم درک دولت از جایگاه و تأثیرگذاری اش بر کشور خود ایجاد کننده استرس،یأس از آینده در نزد تک تک افراد جامعه نمی شود ؟؟؟!!!

برخوردهای جانبدارانه و بر طبق مصالح شخصی و گروهی و عاری از حس مسئولیت و عدالت میهنی در برابر تنها جایگاه های تولید و گردآوری کننده اندیشه و فکرهای پیشرو و سازنده فرهنگ یک جامعه،واقعآ چه اسباب توجیه کننده ای می تواند داشته باشد ؟؟؟!!!

فرجام این نگاه های پوپولیستی و سطحی و انحصارگرایانه به روزنامه ها،مراکز نشر کتاب،سایت های اینترنتی،گردهمایی افراد،تشکلات جمعی و گروهی و در آخر تفتیش عقاید و افکار افراد،براستی ما را به کدام ناکجاآباد فرهنگی خواهد رساند و به کدام درد مرهم خواهد شد ؟؟؟!!

                                                                        

                                                                              * یا حق *

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


template designed by www.IranTemp.com