عصيان مطلق




 

                  

 


۱۸ خرداد ۱۳۸۳

يکه بودن

این نگهبان سکوت

شمع جمعیت تنهایی

راهب معبد خاموشی ها

حاجب درگه نومیدی

سالک راه فراموشی ها                                              

                                            چشم بر راه پیامی، پیکی

                                            گرمی بازوی مهری نیست

                                          خفته در سردی آغوش آرامش یأس

                                          که نه بیدار شود از نفس گرم امید

                                            سر نهاده است ببالین شبی

                                          که فریبش ندهدعشوه خونین سحر

ای پرستو برگرد !

«ای پرستو که پیام آور فروردینی»

بگریز از من، از من بگریز !

باغ پژمرده پامال زمستان ها

چشم بر راه بهاری نیست

گرد آشوبگر خلوت این صحرا

گردبادی است سیه، گردسواری نیست

                                                                                                     

                                            استاد شهيد«دکتر علی شريعتي»

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


۱٢ خرداد ۱۳۸۳

داد بی فرياد

در تاریخ 29 خرداد 1381 ،هنگامی که استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس تهران به بهانه ی شهادت معلم وبرادر و دوست و همدل و هم سخن نسل خویش «دکتر علی شریعتی» بنای یک سخنرانی را می گذاشت؛ هیچگاه تصور نمی کرد دیوار تحجر و تعصب و عقب ماندگی بنایی که خشت اولیه اش،دقیقآ نقطه عکس حال آن است،بدان جا به ثریا رفته که نقد وبحثی که با نیت به چالش کشیدن مسایل مربوط به رابطه ی دین و ضروریت پرداخت به حقوق ملت و دموکراسی که در راستای پیوند و نزدیکی دین لابلای کتاب و عقیده های ملاصدرایی در آن زمان و مطالبات و خواسته های جامعه امروز است،ثمره ای جز حکم ارتداد و سب النبی را برایش به ارمغان نیاورد؛آن هم توسط قاضی که قبلآ کارمند قسمت تعزیرات حکومتی و دادگستری همدان بوده و به پرونده های بی اهمیت همچون گران فروشی و قاچاق کالا می پرداخته است.

 

جناب استاد « دکتر هاشم آقاجری » ،دانشمندی که در جامعه ی سیاسی و دانشگاهی کشور و در بین مبارزان حکومت قبلی،از چهره های شاخص است،در عین حالی که سید و از عزیزان جانبازی است که سابقه حضور در جبهه را به همراه دارد .

 

حکمی که توسط قاضی رمضانی،رئیس شعبه ی 101 دادگاه جزائی همدان،دکتر آقاجری را به اعدام،هشت سال زندان در زابل،طبس و گناباد یعنی مناطق محروم و کویری کشور،74 ضربه شلاق و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی،محکوم می کند و حال در آستانه ی دومین سالگرد سخنرانی ایشان و پس از 2 سال سردرگمی،فکسی که نه از دادگستری همدان بلکه از پزشکی قانونی به وکیل ایشان،ارسال شده و خبر ازتأیید مجددحکم اعدام وی را می دهد .

 

رخداد این اتفاق،دقیقآ همزمان با روزهایی است که جنجال دیگری که از شکاف ها و فاصله های زیاد و عمیقی که میان ارکان و بالانشینان حکومت،نشئت می گیرد،بر سر وجود و عدم وجود زندانی سیاسی و در کل تعریف معقوله ی جرم سیاسی،بوجود آمده است.

 

جایی که مقام اول اجرایی کشور،خدا را به شهادت می طلبد و می گوید که " زندانی سیاسی داریم " و در جایی دیگر،رئیس قوه ی قضاییه تأکید می کند که چون تعریفی برای جرم سیاسی وجود ندارد،به طبع زندانی سیاسی هم در کارنیست ؛

 

خب ،پس این پرونده ی ارتداد دکتر آقاجری را باید در ردیف کدامیک از جرایم دزدی،قاچاق،اختلاس،بهره برداری شخصی از بیت المال،پرداخت یا گرفتن رشوه ودر آخر کدامین جرمی که از سویی در چهارچوب بعضی از مقامات و سازمان ها پیگیری نمی شود،قرار داد؟؟؟؟!!!!

 

حال،ذکر بعضی از نقطه نظرات و عکس العمل ها در پی این حادثه، در این بازار بی صاحب و نظم سیاست کشور،جالب به نظر می رسد :

 

در قسمتی از نامه ی اخیر رئیس جمهور خطاب به مردم ایران آمده است:" امروز هنوز این درد و مصیبت را داریم که انسانی دانشمند که شاید سابقه حضورش در انقلاب و جبهه،بیش از سابقه

تصدی فلان قاضی بی تجربه ای باشد که گشاددستانه،حکم ارتداد صادر می کند و مبارزی که پا و سلامت خود را برای انقلاب داده و همواره از موضع دین خواستار آزادی بوده است،به ناحق به ارتداد متهم و بر اساس آن محکوم می شود ."

 

اما همین ایشان هستند که در دیداری که با همسر دکتر آقاجری داشتند به ایشان متذکر می شوند که " دکتر فردی داناست که به دور از مصلحت جویی،حرفهایش را می زند و به این فکر نمی کند که ممکن است،عده ای با او دشمن شوند ." و افزوده که " دستم بسته است ." !!!!!!

و جایی دیگر در پی انتشار نامه ی آقای خاتمی،رئیس دادگستری همدان در جواب آن،گفته است که: " همین حمایت های بی جای افراد جبهه ی دوم خرداد از چنین جریاناتی بود که عده ای را ضمن اینکه اسمشان«جری»است،جری تر کرد و به آنها جرأت داد که به مقدسات دین و مسایل مورد احترام دینداران توهین کنند؛ما از برخوردی که با تفکراتی مانند تفکر آقاجری که یک جریان است،انجام داده ایم،هیچگاه پشیمان نیستیم . "

 

و اما آقای کروبی،دیگر افسارکش این دیگ شلم و شوربای این مملکت،نیز در جواب خبرنگاری که از ایشان سوال می کند،آیا از صدور این حکم دلتان نمی سوزد،این چنین می فرمایدکه: " دلم می سوزد،اما چه کنم و چه بگویم " !!!!!؟؟؟؟؟؟

 

این حادثه اولین و به یقین،آخرین موردی از راه و روش غلط و نادرست اداره ی کشور در طی این 25 سال نخواهد بود؛جایی و وقتی که حرف از داشتن امید به سازندگی و آباد کردن فکرهای کج رفته در بن و نهاد این حکومت،بسیار کم رنگ می نماید .

 

درآخر،دعا به پیشگاه آن همیشه بر حق،در جهت ختم به خیر شدن این پرونده و سلامتی استاد بزرگوار « دکتر هاشم آقاجری » و کلامی از آن عزیز عالیقدر به وکیل خود،آقای نیکبخت،که فرمودند :

** بینش،منش،روش و کنش انتقادی،در طول تاریخ،ضربات شمشیر و شلاق را بر پشت خود فراوان دیده است؛اگر قرار است یک استاد دانشگاه و روشنفکر دینی به جرم نقد،زیر ضربات شلاق برود؛اعلام می دارم اینک،این پشت من وآن شلاق شما .**

 

                                                                                          # یا حق # 

 

 

 

 

 

 

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


٧ خرداد ۱۳۸۳

دخالت ابلهانه

« آیت ا... احمد جنتی »در یکی از خطبه های نماز جمعه تهران :

"عراقی ها را تشویق به بهره گیری از مدل فلسطینی ها نموده و ازآنان خواسته است که علیه نیروهای ائتلاف، دست به عملیات انتحاری بزنند."

به حتم این اولین باری نیست که از تریبون رسمی ویا حتی غیر رسمی ولی پرمخاطب، افرادی بی توجه و بی تامل در شرایط روز و اوضاع جاری در مملکت و اطراف آن، به ایراد مواضع وسخنان نسنجیده و گاهی دور از هرعقل سلیمی، می پردازندکه ثمره ی آن برای منافع و وجهه فعلی این کشور، که خود با هزاران معادله ومعرکه دست به گریبان است، جز ایجاد خطر،چیزی در بر ندارد .

استفاده ازتسلیحات هسته ای درقالبی پنهان ، حمایت ازگروههای فلسطینی که در رده بندی ها هم اکنون جزء گروههای تروریستی هستند واین هر ازگاهی ، برملاشدن فعالیتهای غیرقانونی ایران درسرکوب مخالفانش در اقصا نقاط جهان،ازسویی و شرایط حکومت داخلی و فعلی ایران در تقابل با ملت ،ازجانبی دیگر،همگی مواردی هستندکه باعث می شوند،تابلوی نقش این مرزپرگوهر در جهان با رنگ های تیره،در اذهان به یادگار گذاشته شود .

آیا با این شرایط،وارد شدن به معرکه ی هزار سرعراق،که جمع همه ی نیات پلید در آن گرد است، چه نتیجه ای را رقم خواهدزد ؟؟!!!

این شرایط نابهنجاری که امنیت وسازندگی وآبادانی را مدتهاست به کام فنا سپرده،را چراکشوری همچون ایران باید تحریک کننده باشد ؟؟!!!

مگرنه اینکه،ازضجه های معمول بالانشینان این حکومت، شکایت از دخالت کشورهای بیگانه در امور داخلی آن است،پس این رنگ وبوی ایرانی موجود در تصمیمات گروهک های عراقی،چه معنایی می دهد ؟؟؟!!!

امیداست ؛ هر گاه از توانایی آبادکردن باغچه ی خودتوسط این همیشه دلسوزان عاقل وفهمیده ی کشورمان به اطمینانی کامل دست یافتیم، آن زمان مسئولیت بیل زدن باغ دیگران را بر عهده گیریم .

                                                                                      * یا حق *

   

 

 

 

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


template designed by www.IranTemp.com