عصيان مطلق




 

                  

 


٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۳

بهای يک عبرت

*معمر قذافی*(رهبرانقلاب ليبی):

رندي که طریقت راه از تجربه ی زندگی همدمش«صدام حسين»فراخواند و به زيرکی،يک شبه
غبار سيه روزی جهان از روی بشست و ره صد ساله برفت و به جمع خوبان معتمد پيوست؛
باشد نکته ی پندی برای اهل بيت.
يا حق

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۳

بر کشيدن نقاب

روح آزاده ي بشر هر كه نام انسانيت و آدميت را به عنوان يك ارزش براي خود بر مي گزيند؛ با ديدن اين تصاوير و پرواز دادن قوه ي تخيل خود درآن فضا؛نهايت جانگاهش به تامل و تاثير؛واداشته ميشود و بغضي به بلندي يك فرياد در حنجره اش نقش مي بندد؛خصلتي كه ديگر حدود و تقسيم بندي هاي تاريخ براي اين كره ي خاكي؛آن را در حصار نمي گيرد؛ پرده هاي از حيات وحش و خاموشي شعله هاي فكر و شعور پيشرفته ي بشر در اين قرن؛ كه صداي تمدن آن؛ گوش همگان را آزار مي دهد.
به دليل ملتهب بودن اوضاع منطقه ناشي از روح تجاوز وكشور گشايي قدرت مطلقه فعلي جهان؛همه ي دوربين ونگاههاي رسانه هاي جمعي جهانبه اين منطقه دوخته شده است؛حال افشاي واقعيت تلخ رفتار غير انساني و غير متعهدانه ي سربازان نيروهاي ائتلاف در برابر اسران عراقي؛همچون بمبي مهلك براي وجهه و منافع كشورهاي آمريكا و انگليس؛نقل محافل سياسي؛اجتماعي و حتي فرهنگي تمام گردهمايي ها شده است.
آن اقدامات وحشيانه ؛شنيع و بسيار دردناك؛در زندان ابو غريب كه حتي شايد حيوان ها نيز از آن بي بهره اندگاز سوي كشوري روي داده استگكه تنها بهانه اش براي اين يورش؛توسعه بخشيدن به روح آزادي در ميان مردم اين خطه و رهايي آنان از عقب ماندگي و جور وستم صدام حسين بود.
البته در سيستم بسيار امنيتي و اطلاعاتي پيشرفته ي اين كشورها و نظم و ترتيبي كه ميان اركان مختلف نظامي آنان وجود دارد؛چگونگي درز كردن اين مطالب و عكس ها؛سوال هاي بزرگي در ذهن ها ايجاد مي كند؛ شايد حس انتقام جويي و تقابل به مثل حركتهاي اخيري كه اين گروهك هاي بي هدف وبي نام ونشان موجود در عراق در برابر نيروهاي متجاوز به آن كشور؛انجام داده اند؛تنها دليل باشد براي پخش آن تصاوير و البته نقش موثري كه در پي آن؛در كم كردن روحيه ي اين گروهك ها مي تواند ايجاد كند.
اما به راستي؛آ ن همه دادخواهي ها كه كشورهاي مدعي در مرگ آزادي هاي فردي و اجتماعي؛در كشورهاي جهن سوم؛به سر مي دهند؛چرا اين جنايت ها را از ديده مي گذرانند و جسارتي دوباره گونه به مرتكبان آن مي دهند؛بدون اينكه دلهره ي مجازات؛در وجودشان ايجاد كنند؟
آن سازمان بين المللي كه از پايه هاي بودنش؛دفاع از حقوق بشر و مليت ها است؛چرا سكوت ترس گونه اي را پيشه كرده است؟
و بازهم و بازهم و بازهم؛اين مرغ سر به خاك كرده ي جهان عرب را بايد ديگر بار؛فاتحه اي بر مزارش خواند وآهي كشيد كه سالهاست؛مرگ را تجربه كرده است.
((‌ يا حق ))
روزنامه ي انگليسي(( ديلي ميرور )):
اسير عراقي كه دست وپا بسته در حال تهديد شدن ازسوي سربازان بريتانيايي است كه در يك مورد؛يك سرباز ظاهرا در حال ادرار كردن به روي اوست.
شبكه ي تلويزيوني(( اس بي اس )):
سربازان آمريكايي را نشان مي دهد كه با تمسخر و خنده؛زندانيان عراقي برهنه را كه كلاه بر سر داشتند و به بدن برخي از آنان سيم متصل شده؛وادار مي كنند؛روي يكديگر بنشينند.

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


٢٠ اردیبهشت ۱۳۸۳

آفرينش

ای يگانه ياور
همه بهاران؛جاويد به تک راز ماندن در اين گنبد دوار باشی.
سالروزت خجسته
يا حق

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۳

عطر ياس

           دل می رود ز دستم صاحب دلان خدا را

                                        دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

           کشتی شکستگانيم ای باد شرطه بر خيز

                                         باشد  که باز  بينيم  ديدار  آشنا  را

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


٧ اردیبهشت ۱۳۸۳

رهايی

سلام

آمده بودم از روز های اول اين تجربه، بگويم، ولی طلوع و تولد اصلی مسلم و آن که *معجزه ی حقيقت* می نامندش در ضمير و دل يک ياور مومن، مرا واداشت از صميم قلب آرزوی پيروزی و سرافرازی برای او داشته باشم.

                                                                                      يا حق

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


٧ اردیبهشت ۱۳۸۳

يا حق

( به نام دادار نیک اندیش )

**منت خدای را،عز و جل که طاعتش موجب قربت است وبه شکرا ندرش مزید نعمت.

هر نفسی که فرو می رود،ممد حیات است و چون بر می آید،مفرح ذات. پس در هر نفسی دو

نعمت موجود است و بر هرنعمتی،شکری واجب.**

سلام؛

شاید امید به تکامل یافتن روح و فکر، از رشته کوه ها تا دردانه هایِ افکار واندیشه های بزرگوارانی که این کتیبه،باعث تعامل من با آنها شود؛

ویا، شوقِ لمسِ ترنمِ لطافتِ روح های والای یاورانی که دراین طریق، خواهم یافت، مرا به آن

واداشت که همه، عزم شوم برای تطهیرِ نیاتم در حضور به پیشگاهتان، ویافتن محلی برای      ساختن

نردبان پیشرفت و ترقی در هر زمینه، برای ما. باشد مهرِ شما، یارای نمو این نهال نو پا شود,

 

*** فراز هایی از کلام استاد شهید« د کتر علی شریعتی »

خدایا   ـ به من::تقوای ستیز:: بیاموز، تا در انبوه مسؤلیت، نلغزم و از :: تقوای پرهیز:: مصونم دار، تا در خلوتِ عزلت، نپوسم,

خدایا   ـ مرا از چهار زندان بزرگِ انسان، :: طبیعت:: ، :: تاریخ:: ، :: جامعه:: ، :: خویشتن:: رها کن، تا آنچنان که تو، ای آفریدگار من، مرا آفریده ای، خود آفریدگار خود باشم؛ نه که همچون حیوان، خود رابا محیط، که محیط را با خود، تطبیق دهم,

خدایا   ـ:: جامعه:: ام، را از بیماری تصوف ومعنویت زدگی، شفا بخش، تا به زندگی و واقعیت، بازگرددو مرا ازابتذالِ زندگی وبیماریِ واقعیت زدگی، نجات بخش، تا به آزادیِ

عرفانی و کمالِ معنوی، برسم,

خدایا   ـ به مذهبی ها بفهمان که، آدم از خاک است، بگو که، یک پدیده ی مادی نیز به همان اندازه خدا را معنا می کند که یک پدیده ی غیبی؛ در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت؛ ومذهب اگر پیش از مرگ بکا ر نیاید، پس از مرگ، به هیچ کار نخواهد آمد,

                                                                           ( یاحق )

 

 

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


template designed by www.IranTemp.com