عصيان مطلق




 

                  

 


٧ دی ۱۳۸۳

نو آمده از ديدی دوباره

با نزدیکی هر چه بیشتر روزشمار تقویم به تاریخ یک رفراندوم دیگر، که اصولآ باید قاعده ی برپایی اش، همه گیر بودن تفکرات و دیدگاه های متفاوت حاضر در بطن امروز ملت باشد ؛ تحلیل و بحث های گوناگون و متفاوت پیرامون انتخابات ریاست جمهوری و پیامدهای ناشی از آن، باری دیگر نوید وجود کورسو امیدی از ته مانده ی نفس های نگران و مسئول فعالان عرصه ی سیاست و حوزه ی دلسوزان حقیقی  را داد ؛

انتظاری به آینده ی گفتمان های بوجود آمده بعد از نقطه ی عطف دوم خرداد و گسترش فضای نویی در این باب که چندان هم بر پایه نماند و شکست آن در بسیاری از جهت ها، منجمله اهداف درون ایدئولوژیکی از یک سو و خوش بینی بیش از حد در مورد سد های پینه بسته ی لابلای پیکره ی این نظام از سوی دیگر، حتی اندک نایی هم برای ادامه ی راه دگراندیشان بر جای نگذاشت و همه را به سوی یأس ،خمودگی و انفعال پیش راند.

اما این نهال جان گرفته، اگر چه فصلی است که نحیف شده، لیک با رسیدن به یک نقطه ی حساس دیگر، هیجان و شوری دوباره برای بازیابی و تعریف شرایط خود و شناخت خواستگاه های طرفدارانش  و در دیدی کلی، اجتماع را پیدا کرده است؛ و شاید همین شفاف و دقیق شدن در رسیدن به همان هدف نهایی این موج به پاخواسته، آنان را با تفکیک های جدیدی، به میدان سهمگین احزاب و گروه ها معرفی کرده است ؛

چپ های اسلامی که از دیرباز تابلویی مشخص بر سر در داشته اند، هنوز با نام «مجمع روحانیون مبارز» به فعالیت خود ادامه می دهند؛ و اما این اصلاح گرایان چپ نو ، که با تشکیل احزابی که مهمترینشان « جبهه مشارکت » و « مجاهدین انقلاب اسلامی » است، منشعب گشته و به تبیین و اعلای اهداف و فعالیت های مربوط به خود در سطح جامعه و دیدگاه های منتقد می پردازند.

در جایی که انتخابات ریاست جمهوری این دوره، خود عامل بسیار مهمی برای اجماع و همگرایی این تشکل ها می توانست باشد، تجربه ی هشت ساله ی آقای خاتمی و ضعف ها و ایراد های نمایان شده از آن، باعث شد که به این مهم دست پیدا نکنند؛

اگر چه شاید کاندیداتوری آقای "میرحسین موسوی" ،می توانست بهانه محکم و به جایی در این زمینه باشد، ولی متأسفانه عدم تصمیم ایشان برای مشارکت، چنین موضوعی را تا حدی، ضعیف کرد .

اما در جایی دیگر، بیشترین توافق برای معرفی نامزد مورد تأیید مجمع روحانیون مبارز، همان شخصیتی خواهد بود که مدت ها در عرصه ی جدل و مسئولیت های حکومتی، تنها نماینده ی آنان است، تا جایی که بسیاری از نبود او، سرنوشت نامعلومی را برای این مجمع تصور می کنند؛ البته محوریت "آقای کروبی" ،بدلیل داشتن سابقه ریاست چندین ساله مجلس شورای اسلامی را هم باید در خاطر تکرار کرد .

و در آخر، طیف اصلاح طلب جدید که مجمع روحانیون را به کندروی و محافظه کاری متهم کرده، این بار بر فردی به عنوان بازیگر طرح های خود اتکا خواهد کرد که توانسته بود، در بهبوه ی پرداخت بهای این اندیشه ها در  دانشگاه ها، خود نیز به عنوان دفاع و هم صدایی، استعفایش را وسیله ای بیابد تا با پرداختن به دلایل این تصمیم و شرح نگرانی ها در صحن مجلس و مطبو عات و فضای جامعه، داد مظلومیت و جور و ستم کج اندیشان متعصب را به گوش همگان برساند ؛

بله، آقای "مصطفی معین" وزیر سابق علوم، تحقیقات و فن آوری که برای بسیاری از تشکل های دانشجویی و انجمن های اسلامی، چهره ای آشنا به شمار می روند .

اما آنچه در نشست ها و جلسات فعلی به عنوان نقد و بررسی تحولات این رخداد، در حال جریان است، همگی بر اساس کارکرد گذشته و نتایج چالش های مطالبات گروهی است و از بیانات و چگونگی مواجه برای چشم اندازهای دور، از سوی خود نامزدها، تا به اکنون خبری نیست و شاید یکی از آن نقص ها و عقب ماندگی های برنامه ریزی مملکت هم در این زمینه باشد، که امکان معرفی و شناخت کاندیدا ها  را فقط محصور به چند روز و در قالب چسباندن عکس و چند خط شعار می دانند تا دوستان رأی دهنده بیشتر با چهره ظاهری و نه عقلانی نامزدها آشنا شوند !!!!؟؟؟

در هر حال، آرزوی والاتر و فراتر از نام آن تفکر چهار ساله ی دیگر، آن یکپارچگی و اتحاد ملی دوبارگونه و استحکام ریشه ی ایران آریایی است که این روزها به جفای تیره اندودان، بهانه ای برای تاختن کشورهایی گشته، که بزرگی و قدمت فرهنگ و تمدن و حتی پهنه ی مساحت خاکیشان، به استانی از بیست و اندی استان این مرز و بوم هم نخواهد رسید ! ! !

روشن است، امید به بهروزی و زدودن ابرهای پوسیده ی تحجر و خودکامگی را باید میان اراده های تک تک ذهن های نگران و درست اندیش همین فرزندان «ایران زمین»، یابنده بود .

 

                                                               « یا حق »

 

قلندر

پيام هاي ديگران ()



 


template designed by www.IranTemp.com